19ماهگی +دندون 11و 12 +دومین آرایشگاه+ دومین سفر دریا
فرشته کوچولو 19ماهگیت مبارک

19 ماهگردتو دریا بودیم عزیزم
93/6/24
به همین زودی بزرگ شدی و من اصلا نفهمیدم چجوری این روزا گذشت
ماشالله هر روز شیرین تر میشی و پر از ادعاهای خاص خودت با اون شیرین زبونی هات خنده همه رو در میاری حتی بعضی وقتا که مامان و ناراحت میکنی خودت میفهمی که ناراحتم از دستت سریع میای جلو منو خودتو لوس میکنی و تند تند بوس میکنی میگی مامانی مامانی
آغاز این ماه همراه شد با عوض کردن مهد شما عزیزم به دلایلی چون از مهدت ناراضی بودم ترجیح دادم مهدتو عوض کنم از هفته اول ماه 19هر روز یک ساعت باهم رفتیم مهد جدید تا بازی کنی و به محیط جدید عادت کنی و با مربیت اشنا بشی اوایل گریه میکردی و از من جدا نمیشدی ولی کم کم بهتر شدی
ازهفته بعد کامل رفتی مهد و خداروشکر با مهد جدید کنار اومدی والبته اونجا شرایط خیلی عالی تر و بهتره و واقعا از این بابت خوشحالم
این ماه هم چند تا بازی فکری جدید گرفتیم و هم اونا رو کار میکنیم هم کتاباتو کار میکنیم چند تا نرم افزار هم تو گوشی نصب کردم که اونا هم عالیه و شما خیلی دوسش داری مخصوصا
ماشین ها
ماشالله صحبت کردنت هر روز داره بهتر میشه و کلمات بعد یک یا دوبار تکرار سریع تکرار میکنی
بعضی شبا خیلی بهانه گیر میشی مامانی یک شب رفتیم بیرون شهر انقد گریه کردی واقعا کم آورده بودم هنوز یک ربع بود رسیده بودیم برگشتیم با ناراحتی فکر کنم باز دندون درمیاوردی که انقد گریه کردی دو دور ما رو دور بازار بعثت طرقبه دووندی تا میخواستیم دستتو بگیریم داد میزدی نکن نکن انقد اوضاع بد بود که همه ما رو نگاه میکردن
اینجا میخواستی خودتو خیس کنی و هوا هم سرد بود انقد اونشب گریه کردی و دویدی توی ماشین تا شیر درست کردم و خوردی سیب تو دهنت بود خوابیدی ولی قبلش خیلی گریه کردی دو بار تو جاده نگه داشتیم آخرم صندیلتو گزاشتیم جلو خوابوندیم لالایی تو هم گزاشتیم تا خوابیدی



قبل سفرمون به دریا واسه پسر گلم دوچرخه خریدیم مبارکت باشه گلم

این ماه دومین سفر به دریا همراه خاله و مامانی و بابایی و دایی جون رفتیم خیلی خیلی به همگی خوش گذشت
مخصوصا به شما که همش در حال بازی با پسرخاله ها بودی وقتی لب دریا میرفتیم انقد سرگرم بازی میشدی که منو بابا واقعا از نگاه کردنت لذت میبردیم
قبل سفر مون با باباجون رفتی آرایشگاه و حسابی خوشگل کردی فقط یادم رفت عکس بگیرم 
آغاز سفر و پدر و پسر خوشحال

اینجا با پسر خاله خوابیده بودین

جنگل زیبای گلستان که وقتی رد میشدیم شما خواب بودی

صبحانه 24 شهریور پارک جنگلی دلند




اصلا حرف گوش نمیکردی تمام موهاتو خاکی کردی



هرجا باشیم فرقی نمیکنه توپت باید باشه



















دایی جون در کنار خواهرزاده ها


بعد آب بازی خواب راحت

مسیر برگشت پارک جنگلی قرق




خیلی سفر خوبی بود عزیزم انشالله سفرهای بعدی


19ماهگی +دندون 11و 12 +دومین آرایشگاه+ دومین سفر دریا 







